محبت را هدیه دهید ...

اتوبوس با سر و صدای زیادی در حرکت بود. یکی از مسافران پیرمردی بود که دسته گل سرخ بسیار زیبایی در دست داشت.

نزدیک او دختر جوانی نشسته بود که مرتب به گل های زیبای پیرمرد نگاه می کرد.

به نظر می رسید از آنها خیلی خوشش آمده است.


ساعتی بعد اتوبوس توقف کرد و پیرمرد باید پیاده می شد.

پیرمرد بدون مقدمه چینی دسته گل را به دختر جوان داد و گفت:

مثل این که شما گل رز دوست دارید .فکر می کنم همسرم هم موافق باشد که گل ها را به شما بدهم.

به او خواهم گفت که این کار را کردم.

دختر جوان گل ها را گرفتخیلی خوشحال شده بود . پیرمرد پیاده شد و اتوبوس دوباره به راه افتاد

دختر جوان که بیرون را نگاه می کرد ؛ پیرمرد را دید که وارد قبرستان کنار جاده شد.



بهترین و زیباترین چیزهای دنیا را نه می توان دید و نه می توان لمس کرد ، باید در درون احساسشان کرد.
/ 6 نظر / 21 بازدید
ترمه

مهربانی باغ سبزی است که از روزنه پنجره ها باید دید مهربانم مگذار لحظه ای روزنه پنجره ها بسته شود[قلب][قلب][قلب]

ترمه

به یکدیگر مِهر بورزید‌‌ اما از مِهر بَند نسازید بگذارید که مِهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روح های شما …[لبخند][فرشته]

بابک...

خداییش عکس آخر و عاقبت منو خوب به تصویر کشیدی.....[دلشکسته]

سیمین ملکی

[گل]

hasti

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]