داستان زیبای نحوه برخورد بودا با یک زن ...!!

بودا به کدخدا گفت :

«یکی از دستانت را به من بده»

کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .

آنگاه بودا گفت :

«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند»

بودا لبخندی زد و پاسخ داد :

هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .

بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .

برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش

 

منیع:pcparsi

/ 11 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی فلسفی

آدمها هرچقدر بزرگتر میشوند دلشان بیشتر بغل میخواهدحتى بیشتر از وقتى که کودک بودند !

سیمین ملکی

عالی بود....[دست]

محسن

سلام...چه مطالب قشنگی رو وبلاگتون میذارید.ممنون از زحمتاتون[لبخند]

ترمه

سکوتم را نبین، دستانی خالی و دلی پر از گناه دارم آن را پر کن و این را خالی[گل]

ترمه

خدایا ” مرا به چرایی خویش آگاه کن تا بر چیستیه هر آنچه که دارم و بر نیستی هر آنچه که ندارم ننازم و ننالم .

مهتاب

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم السلام علیک یا ابا عبدالله....

مهدی وزیریان

به یاد او که... درسته.. خیلی نکته خوب و به جایی بود. درود