نغه سرا

 

 

می نویسم...
می نویسم از تو برای تو و دور از تو ....
بدون هراس از خوانده شدن...
بگذار همه بدانند...

می نویسم برای تو...
برای تویی که بودنت را...
نه چشمانم میبیند...
و نه گوش هایم می شنود...
و نه دستانم لمس می کند...

تنها با شعفی صادقانه ...
با دلم احساست می کنم... !!!!

/ 7 نظر / 18 بازدید
حامد

[گل][لبخند]

arash

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

arezu

are[ناراحت]roya kash pisham budi[ناراحت]

ترمه

لبخند که می زنی از پس رنج ها … چنان شیفته ام می کنی که بهار را با مهربانی ات تاخت می زنم و باز هم پیروزم!![قلب]

سیمین ملکی

می ترسم....اخر این لرزش صدایم مرا به باد خواهند داد... این چشمانم رسوایم خواهند کرد... و تو خواهی فهمید که سالهاست با فریادی بی صدا می خوانمت... همه شب,همه جا...